مآخذ سلتي قرار دارد، و هسته‌ٴ رايج‌ترين داستان‌هاي اروپا را شامل است ــ جام‌، پرسيوال‌، لانسلوت‌، تريسترام‌، و ميزگرد.1 (شك نيست كه در انتقال اينها اين كتاب تنها نبود). در حين‌ اين كه او سرگرم نوشتن اثر بزرگ‌ترش بود، پيش‌گويي‌هاي مرلين‌2 را از زبان كيمري به لاتيني‌ برگرداند (بعداً پيوست كتاب تاريخش شد)، كه منشأ ديگري براي پيدايش داستان‌هاي آرتور شد. توجه ما به جفري بدين‌خاطر است كه او معلومات سلتي را وارد جريان اصلي سنن‌ باختري كرد.
آلفرد بيورلي (برآمدنش 1143)، تاريخ بريتانيا را تلخيص كرد، ژوفروا گيمار (برآمدنش 1140) و ويس (برآمدنش 1170) آن را به شعر آنگلونورماني برگرداندند، و لايامون (برآمدنش 1200) و رابرت گلوسستري (برآمدنش 1260 ـ 1300)، آن را به انگليسي ترجمه كردند.

كاراداگ للانكارواني‌3

مورخ ويلزي كه در اواسط سده‌ٴ دوازدهم‌، درگذشت‌؛ در للانكاروان واقع در دره‌ٴ گلامُرگان صومعه‌ٴ بزرگي وجود داشت‌. كاراداگ دوست جفري مونماوثي بود، و بر تاريخ او تكمله‌اي نوشت‌. متن‌ اصلي تاريخ كاراداگ گم شده‌، ولي در تاريخ‌هاي ويلزي بعدي نقل شده است‌. بيشتر احتمال دارد اين تاريخ به لاتيني نوشته شده باشد تا به ويلزي‌.

ي ـ آلمان‌

زيگبرت ژانبلويي‌4

در حدود 1030، زاده شد، در ژانبلو زندگي كرد، و در 1112، در همان‌جا درگذشت‌. مورخ و بنديكتي بلژيكي‌. از دعاوي امپراتور در برابر گريگوري هفتم (1073 ـ 1085)، و پاسكال دوم‌(1099ـ 1118)، دفاع مي‌كرد. مهم‌ترين تأليفش تاريخ جهان5 است شامل وقايع سال‌هاي 381 تا 1111، كه توفيق فراواني يافت و مورخان زيادي بر آن ذيل نوشتند ــ از جمله جان‌ ساليسبوري (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌)، از 1148 تا 1152، را نوشت‌. زيگبرت تاريخ صومعه‌ٴ ژانبلو را تا سال 1048، و شرح حال‌هاي متعددي نوشت‌.


The Grail, Perceval, Lancelot, Tristramthe, Round Table .1
Prophecies of Merlin .2
Caradog of Llancarvan .3
Sigebert of Gembloux, Sigebertus Gemblacensis .4
Chronographia .5